يحيى دولت آبادى
165
حيات يحيى ( فارسى )
يكى از اشخاصى است كه ديگر هرگز نبايد دخيل كارهاى دولتى بشود و ميگفت كسى كه نام مستوفى الممالك را ببرد قابل آن نيست كه طرف گفتگوى ما واقع گردد اكنون به زبان وزير مختار ديگرش نرمان بمستوفى الممالك براى تشويق او بقبول كردن رياست دولت ميگويد شما تنها شخصى هستيد كه ميتوانيد ايران را نجات بدهيد . اما مستوفى الممالك عاقلتر از آن است كه فريب اين سخنان را بخورد و يا آلت دست اين و آن گشته بعد از يك عمر تحصيل نام نيك چندين مرتبه باشرافت رياست دولت كردن همه چيز خود را كه استقلال وطنش هم جزء آنها باشد فداى رياست وزرائى چند روزه بنمايد . خصوصا كه او شريك رياست مشير الدوله بوده است و نميتواند بيفاصله همدست مخالفين وى بگردد بالجمله بعد از چند روز بحران ناچار ميشوند بىملاحظه سپهدار گيلانى را برياست دولت برگزينند و در اين حال صداى مردم بضديت با او بلند مىشود با اظهار مخالفت شديد با قرارداد چهار نفر از وزراء سابق كه وثوق الدوله آنها را تبعيد كرده بود و مشير الدوله باز آورده اكنون در ميان مليون وجاهت دارند همان اندازه كه در سفارت انگليس و نزد طرفداران قرارداد بىوجاهتى و چون يكى از آنها برادر ميرزا جواد خان سعد الدوله است كه اكنون خانهنشين مىباشد و همه وقت داعيههاى بزرگ دارد چهار وزير مزبور را وعده ميدهد كه اگر او را برياست وزرائى برسانند آنها از وزراى وى خواهند بود آقايان هم ميان مردم افتاده تبليغات ميكنند كه تنها آن كس كه جرئت داشته باشد قرارداد را لغو كند سعد الدوله خواهد بود . اما بديهى است انگليسيان راضى نخواهند شد كابينهئى تشكيل بشود كه اين چهار نفر در آن بوده باشند گرچه بسعد الدوله نظر بدى نداشته باشند . و بهرصورت سعد الدوله و كاركنان او هم در برانگيختن خلق بر ضد رياست سپهدار كوتاهى نميكنند اين است كه بيواسطه بعد از صدور دستخط رياست او از شاه در تهران انقلابى بروز مىكند و از شاگردان مدارس شروع شده يكى دو روز شهر در حال انقلاب است بازارها بسته مىشود محصلين و غير آنها در اظهار مخالفت با قرارداد و با رياست سپهدار فروگذار نميكنند دولتيان هم با فشار سفارت انگليس از گرفتار